وقتی زخم خنجر دوست ، بهترین لباس من بود
نبودی نبودم تو هستی که هستم به تو تکیه میدم تورو می پرستم به تو تکیه میدم که عاشق ترینی که دلواپسه لحظه های زمینی بذار روحه من با نگات زیرُ رو شه بذار پیرهنه آسمونو بپوشه همه دلخوشیام گذشت و تو موندی تو بیراهه هامو به مقصد رسوندی من از تو نگفتم شنیدهگرفتی به یادت نبودم ندیده گرفتی میخوام مثله آیینه پیشه روت بشینم تورو با تمامه وجودم ببینم امیدم به جز تو شده نا امیدی همیشه تو آخر به دادم رسیدی

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٦ساعت
٢:۱٩ ق.ظ توسط علیرضا نظرات ()
| Design By : Pichak |

