وقتی زخم خنجر دوست ، بهترین لباس من بود
همیشه روش نمیشد
این عاشق خجالتی
همش از پشت شیشه
میدید تورو یواشکی
لحضه ها رو میشمرد
تا که دوباره رد بشی
رد بشی با این نگاهت دلو اسون بکشی
انتظار میکشیدم صدای پاتو بشنوم
منتظر بودم بیای و عکستو بازم بکشم
دست پامو گم میکردم بند میومد زبونم
هر وقت که میخواستم بگم تویی وجود من
یه روزی جرئت دادم به این دلم
بیامو بهت بگم دوست دارم
اما تا اومدم پشت پنجره
دستاتو دیدم تویه دست دیگه
چشم انتظاری بسه دیگه
بیقراری فهمیدم بسه دیگه
از خدا خواستم خراب شه اسمونم
تا از این دنیا برم دل بکنم
اخه اونی که منو تنها گذاشت
قدر این عشق تو این دنیا نداشت
ای خدا اون منو پشت سر گذاشت
عشق شیشه ای اره فایده نداشت
| Design By : Pichak |


